خلاصه فصل دوم

تعریف و خاستگاه پویایی گروه

پویایی گروه قدرت و نیرویی است که موجبات دگرگونی و تحول گروه را فراهم ساخته،مسیر حرکت و جهت پیشرفت گروه را تعیین می کند

هر مطالعه ای در پویایی گروه مستلزم توجه دقیق به این امر است که رفتار فرد سخت تحت تاثیر ویژگیهای گروه است.

دورکیم در مورد رفتار گروهی چنین می گوید:عقاید فرد در جریان ترکیب اجتماعی – روانی حاکم بر گروهها تغییر می یابد و در نتیجه یک واقعه و رویداد گروهی اتفاق می افتد که نمیتوان آن را تحت عنوان جریانها و پویشهای روانی فرد توجیه کرد

موضوع اصلی پویایی گروهی از نظر براون عبارت است از:همکاری،همانندی،رقابت،کشمکش

انزیو و مارتن معتقدند برا ی اینکه تجمع افراد به صورت گروه درآید لااقل در وهله اول تمایلاتی که اعضا بطور مشترک دارند به قدری باید قوی باشد که این تمایلات بصورت عمومی درآید و این هنگامی صورت میگیرد که اعضای گروه کشف کنند که همبستگی لازم بین آنها،این تمایلات را ارضا می کند و این کشف در تاریخ انسانها به این صورت ثبت گردیده:یکی برای همه  و همه برای یکی

چهار مسئله عمده اصلی گروه در شناخت و مطالعه پویایی گروهی از نظر رابرت بیلز:

ü     گروه باید با عوامل خارج از گروه که ممکن است بر کارکردش تاثیر گذارد خود را تطبیق دهد

ü     یک گروه باید بر عوامل داخلی تاثیرگذار بر هدفهایش نظارت کافی داشته باشد

ü     گروه باید احساسات اعضایش را کاملا تحت نظارت داشته باشد

ü     یک گروه باید یکپارچگی در میان اعضایش را به خوبی حفظ کند

محور اصلی پویایی گروهی از دید ژرژگورویچ:شناخت نیروی گروه،کیفیت همکاری،توافق یا ستیز افراد در روابط متقابل

در مطالعه پویایی گروه باید به  پنج جنبه اصلی توجه داشت:

1.     وضع گروه:اهداف یا موضوعات مورد نظر،دیدگاهها،تعلق یا وابستگی فکری

2.     ساخت گروه:چگونگی ایجاد گروه،میزان اقتدار،چگونگی اطاعت از قوانین،شیوه های بیان اندیشه،شیوه ارتباط،قصد د رتداوم گروه

3.     گرایشها و رفتارهای گروهی:نسبت به اعضای فعلی،گروههای برتر یا پایینتر و نسبت به کل جامعه

4.     رفتار اعضای گروه نسبت به گروه:انگیزه های پیوند با گروه،نوع و حدود تعهد نسبت به گروه،میزان ابتکار و مداخله اعضای گروه در امور گروهی

5.     پویایی گروه:قدرت درونی فعلی گروه،میزان کارایی در برابرهدف،خصوصیات رهبران و اعضا،کیفیت تشکل افراد در گروه و بالاخره ارزش وسایلی که به کار گرفته شده اند.

واژه فارسی  پویایی گروه اولین بار توسط استاد ا.ح.آریان پوردر سال 1342 در مجله سخن طی مقاله ای ارائه شد.کلمه پویایی بجای کلمه دینامیک بکار برده شد.

آریانپور در مورد ویژگیهای پویایی گروه میگوید:در درون هر گروه انواع کشمکشهای متقابل پیوسته و گسسته_همکاری،همگونی،سبقت جویی،رقابت،ستیزه کاری و ... در جریانند که به آنها پویشهای گروهی میگویند و تحرک پیچیده ای که بر اثر آنها در گروه بوجود می آید پویایی گروهی نام میگیرد.

تعریف پویایی گروه:

*    قدرت و نیرویی است که موجبات دگرگونی و تحول گروه را فراهم ساخته سیر مرکت و جهت پیشرفت گروه را تعیین می کند

*    پویایی گروه یکی از رشته های علوم اجتماعی است که جنبه کاربردی درروانشناسی اجتماعی دارد و سعی دارد علت عملکرد ویژه هر گروه را درک و قوانین حاکم بر حرکتهای گروهی را کشف کند

*    ژآن مزون نو:پویایی  گروه در برگیرنده مجموعه عناصر و فرایندهایی است که در زندگی گروهها،به ویژه گروههای چهره به چهره مطرح می شود یعنی افرادی که دارای روابطی از نوع وابستگی و یا روابط متقابل اجتماعی حداقل بطور بالقوه هستند

*    مالکم و هولدا نالنز(Knowles):پویایی  گروه عبارت است از کنشها و واکنشها،تاثیر و تاثرات،فعل و انفعالات و عملهای متقابل این نیروها و اثرات حاصل شده از آنها بر روی گروه مشخص.

*    استاد آریانپور:بر اثر کنشهای متقابل پیوسته و گسسته ،جریانهای پیچیده ای در گروه و روابط افراد آن پدید می آیند که تحرک یا پویایی گروه دست می دهد

*    گوستاو فیشر:پویایی گروه بر اساس تعداد محدودی از افراد(حدود 8 تا 15 نفر) که دارای هدف مشترک،احساس وابستگی متقابل و وجود روابط عاطفی و ...هستند تعریف می گردد.

از جنگ جهانی دوم به بعد به ویژه از 1950 ،تکنیک مطالعه پویشهای گروهی،در بهبود فرایند گروهی و افزایش کارایی و مهارت روابط انسانی و اداره کنفرانسها،جلسات اداری،کمیته ها نقش مهمی داشته و موجبات همبستگی اعضا و دلگرمی در اشتغال را فراهم آورده است

چهار ویژگی پویایی گروه از دید کارترایت و زاندر:

1.     تاکید به پژوهش تجربی که از لحاظ نظری حائز اهمیت باشد

2.     توجه به پویایی و وابستگی متقابل پدیده ها

3.     مناسبات گسترده برای همه علوم اجتماعی

4.     کاربرد پذیری بالقوه یافته های آن به فعالیتهای مربوط به بهسازی کنش گروهها و پیامدهای آنها برای افراد و جامعه

گروههای مورد مطالعه در رشته پویایی گروه ،گروههای کوچک و محدود هستند.

خاستگاه پویایی گروه:

جامعه شناسی در قرن 19 در فرانسه بوجود آمد و رشد پیدا کرد و لی روانشناسی اجتماعی به موازات آن در آمریکا پایه گذاری شد و رشد یافت

جامعه شناسی تحت تاثیر ظهور بورژوازی و رشد جامعه صنعتی در اروپا و انقلابات قرن 18 و 19 به خاطر افکار فلاسفه اجتماعی چون سیمون،کنت،مارکس،اسپنسر شکل گرفت.

روانشناسی اجتماعی به خاطر شرایط اجتماعی – اقتصادی آمریکا و اوج صنعتی و پدیده تبلیغات و اثر گذاری برروی مصرف کننندگان،متاثر از مکتب اصالت رفتار حاکم بر جامعه آمریکا به وجود آمد و رشد پیدا کرد

جامعه شناسی با دیدگاه ماکروسیولوژی در اروپا و روانشناسی اجتماعی بالاخص پویایی گروه در آمریکا با رویکرد میکروسوسیولوژی مورد توجه قرار گرفت.

در قرن 20 غول سرمایه داری آمریکا در ارتباط با لیبرالیسم اقتصادی ، در پژوهشهای علمی و صنعتی به آن چنان پیشرفت در تکنولوژی می رسد که تولید انبود و توسعه بازار فروش را برای این جامعه ضروری می سازد.

در  ارتباط با اداره امور صنعتی و تنظیم برنامه های عرضه و تقاضا و ترتیب امور بازرگانی،علم مدیریت در تولید،توزیع و بازاریابی آمریکا رشد نمود و آموزش برای بالا بردن مهارتها و ظرفیت و کیفیت تولید در اولویت قرار گرفت.

مسائل و مشکلات ناشی از رشد سرمایه داری موجب گردید که صاحبان صنایع از محققین ،مهندسین، دانشمندان، بخواهند تا علل بروز مشکلات و عوامل موثر در بهبود تولید در مطالعه کنند.

روانشناسی اجتماعی و کار گروهی:

روانشناسی اجتماعی را به مطالعه فعالیتهای فردی که از افراد دیگر متاثر است تعریف می کنند.افراد ممکن است به صورت انفرادی یا بصورت گروهی در فرد تاثیر کنند یعنی دیگران یا مستقیما باحضور خود در پیرامون فرد و از نزدیک یا بطور غیر مستقیم و از راه شیوه های رفتاری فرد را تحت تاثیر قرار دهند

روانشناسی اجتماعی که به آن علم  آمریکایی می گویند می کوشد که روابط معنوی و اجتماعی اعضای گروهها را بررسی کند زیرا افراد گروه کم و بیش افکار و رفتار مشابهی  دارند و به نحوی از انحا احتیاجات مشترکی نیز دارند و به علت این اشتراک در وضع مشابهی قرار میگیرند

هر گروهی بر اثر روابطی که بین اعضای  آن برقرار است و فعالیت مشترکی که انجام می دهند دائما در حال تحرک و تحول است و این تحول و تحرک را پویایی گروهی می نامند

گروهها از لحاظ پویایی همپایه نیستند عواملی مانند شخصیت افراد گروه،آداب و رسوم اجتماعی،وضع تمدن ،آموزش و پرورش و ... در پویایی  گروهها تاثیر میگذارد

انگیزش کار،روابط انسانی کار:

نظریه انگیزش کار کوشش دانشمندان و محققین برای افزایش مهارت و لیاقت و کارایی در سازمانها نظریه کلاسیک را در مورد اداری به وجود اورد که به آن مدیریت علمی می گویند.

فردریک تیلور،نظریه انگیزش را مطرح نمود که از نظر او انگیزه افزایش مهارت و لیاقت کارایی کارکنان و کارمندان مبتنی بر پاداشهای مالی است.

در مدیریتهای علمی،مطالعه قابلیتهای جسمی کارمندان در زمان و حرکت،مطرح است

در مدیریت علمی اصل بر این است که پاداشهای مادی با کوششهای کارگرد در ارتباط مستقیم قرار دارد به عبارت دیگر کارگران در صورت کافی بودن پاداش مادی با حداکثر توانایی جسمی خود پاسخ خواهند داد.

نظریه روابط انسانی:

این نظریه همچون عکس العملی در برابر  نظریه مدیریت علمی به وجود آمد.روابط انسانی که به آن سازمان غیر رسمی نیز میگویند در امریکا مطرح شد

التون مایو نظریه روابط انسانی را که بر خلاف مدیریت علمی،روی عناصر عاطفی پیش بینی نشده و غیر عقلایی رفتار سازمانی تکیه دارد،مطرح نمود.

نظریه روابط انسانی ،اهمیت دوستی و گروه بندیهای اجتماعی و عاطفی کارگران را در کارایی و پیشرفت سازمان آشکار اخت و همچنین ،اهمیت رهبری و کنشهای متقابل عاطفی و مشارکت افراد در امور سازمانی را مطرح نمود.

بنیانگذار مکتب روابط انسانی:التون مایوست اما جان دیویی بطور غیر مستقیم و کورت لوین بطور مستقیم درارائه و تحول نظریه روابط انسانی  نقش مهمی دارند.

مایو و همکارانش کشف کردند:

ü     مقدار کاری که هر کارگر انجام می دهد با قدرت جسمی وی تعیین نمی گردد بلکه عامل تعیین کنند ه ظرفیت اجتماعی و شرایط گروهی کار است.

ü     پاداشهای غیر اقتصادی و ایجاد انگیزش و خوشبختی کارگر سهم مهمی به عهده دارند

ü     برترین تخصص به هیچ وجه،موثرترین شکل تقسیم کار نیست

ü     کارگران در برابر  دستگاه مدیریت و فورمها و پاداشهای آن به صورت اعضای گروهی همبسته و اکنش نشان می دهند نه بصورت جداگانه

ü     مهمتر از همه تاثیر  گفت و شنود،مشارکت و رهبری است

بدین ترتیب نظر روانشناسان و جامعه شناسان به ویژه روانشناسان اجتماعی و روانپزشکان،به مطالعه رفتار گروهی و فعالیتهای گروهی جلب شد.

تجهیزات،آزمایشگاهها،مراکز  پژوهشی و بودجه های هنگفتی که در ایالات و دانشگاههای آمریکا به وجود آمد،به ویژه از سال 1930 به بعد،دانشمندان و محققین را از اکثر نقاط جهان به آمریکا کشانید.

کورت لوین دانشمند آلمانی و مورنو پزشک اهل رومانی از مشهورترین محققینی هستند که اولی بنیانگذار مراکز پژوهش گروهی آمریکا و پایه گذار رشته پویایی گروه است و دومی بنیانگذار تکنیک سوسیو متری در مطالعه علمی پویایی گروهی است که با این ترتیب  می توان گفت خاستگاه اصلی پویایی گروه جامعه آمریکاست.